تاریخ روانشناسی (5): بودا و رنج زیستن
روایات موجود از زندگی بودا نشان میدهد او در ناز و نعمت بزرگ شد و زندگانی مرفهی داشت. سیدارتا گواتاما، که بعدها «بودا» لقب گرفت، در جوانی به سبب مواجهه با سه اتفاق مهم با رنج و محنت در جهان آشنا شد. نخست او در حاشیهی یک شهر مردی بیمار را یافت. در سفر دوم به آن شهر پیرمردی ناتوان را دید و در سفر سوم جسدی افتاده بر زمین را. آن حوادث عمیقا او را متأثر کرد و به این درک نائل کرد که ثروت و رفاه مصونیت اندکی در برابر رنج ایجاد میکند. بودا در حوالی ۲۹ سالگی خانه را ترک کرد و زندگانی یک شوریدهی مذهبی را پیشه کرد. او به مدت شش سال در نزد اساتید معنوی تعلیم دید، اما سختیهای ریاضت و کف نفس را برای مواجهه با رنج ناکارا یافت. او دریافت که چنین فعالیتهایی کسی را به روشنیدگی نمیرساند. وقتی بودا سیوپنجساله شد تصمیم گرفت در آرامش بنشیند و بر وضع بشر تأمل کند. افسانهها میگویند وقتی او زیر درخت انجیری نشسته بود، به روشنیدگی نائل شد و بهمعنای واقعا کلمه «بودا» (بهمعنای بیدارشده) شد. او دریافت که راه رستگاری راهی میانه است، یعنی زندگانیای در میان هواپرستی و ریاضت.
او اکنون در مقام بودا تعلیم میداد که هستی سه ویژگی دارد: (1) همهچیز گذراست و مدام دگرگون میشود؛ (2) هیچ خود یا روح نامیرایی وجود ندارد؛ (3) رنج یا ناخرسندی محور هستی است. بودا همچنین تعلیم میداد که ما باید چهار حقیقت شریف را بپذیریم: حقیقت نخستین آن است که رنج وجود دارد، دوم آن است که میل ریشهی رنج است، سوم آن است که اگر ما میل را نابود کنیم رنج از میان میرود و چهارم آن است که یک راه هشتگانه، یا راه میانه، هست که به روشنگری میانجامد.
آموزههای بودا و پیروانش قرنها راهنمای چگونگی پیروی از این راه میانه بوده است. در دنیای معاصر، روانشناسی بودایی مدیتیشن و ذهنآگاهی را در زندگی روزمره و رواندرمانی مطرح کرده است. روانشناسی بودایی با بینشمندی، تحول شخصی و آگاهی عمیقتر از واقعیت سروکار دارد و عمیقا مشتاق رهایی فردی و اجتماعی است.
ترجمه از
Pickren, Wade. E, The Psychology Book: From Shamanism to Cutting-edge Neuroscience, 250 Milestones in the History of Psychology, Sterling New York, 2014.
کلمات کلیدی: تارخ روانشناسی، روانشناسی، بودا